يه روز تو خوابم چشماتو ديدم از روي لبهات يه بوسه چيدم
پرسيدم اي عشق اهل کجائي جواب ندادي چون بي وفائي
تو خواب ميديدم رو ماه نشستم روي بديها چشمامو بستم
سنگ دروغو تو خواب شکستم رو بال سيمرغ پيشت نشتم
نگاهي کردي بر دله مستم گفتي تا اخر به پات نشستم
گفتي که واسم مرحمه دردي اصلا فهميدي با من چه کردي
روز اومد ماه رفت سالها تو راه رفت واست زمين بود
چشمام به راهت دنيا رو پيمود دستاي خستم سختي رو ازمود
همون زبوني که گفت ميخوامت همون چشمائي که گفت ميپامت
منو رها کرد رو بال روئيا چرا شکستي احد و وفا را
فکر کردم با من تو با وفائي نميدونستم اهل جفائي
+
نوشته شده در شنبه 14 دی1387ساعت 3:56  توسط دریا
|
يه روزي عشقو يه روزي نفرت يه روز نشته يه روز به راهي
يه روز سفيدو يه روز سياهي
نميدونم عشق داره گناهي که دل رو برده رو به تباهي
تو حوض چشمات يه جاي دوري يه گلبرگ سرخ يه عشقه زوري
يه روز ميگفتي دلبرده اي تو اما نگفتي دل مرده اي تو
دلم رو دادم بهت يه روزي دلم شکستي اي رکاش بسوزي
+
نوشته شده در شنبه 14 دی1387ساعت 3:56  توسط دریا
|