موقعي كه مي خواستمت مي ترسيدم نگات كنم،موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم
. موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم،موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم â€
خيلي دوستت دارم
.تو بهترين اميدهارو در قلبم اينستال کردي.عکستو در بک گراند قلبم قرار دادي.تو روي قلبم با ملايمت کليک کردي.عشق را در زندگي من ريست کردي و تمام غمهام رو شيفت ديليت کردي.من هر جا باشم قلبم به تو کانکته.عشق تو قلب و مغز منو هک کرده.اسم تو در جاي جاي وجودم ادد شده يه جوري که قابل ايگنور نيست ¦ميخوام يه نقاشي کنم يه مرکب با يه سر نشين ميخوام که تو با من باشي بيا کنار من بشين
ميخوام يه تصوير بکشم يه کلبه گرم بکشم ميون جنگلي بزرگ ميخوام يه دريا بکشم
که انتهائي نداره ولي جلوي اسم تو دريا ها هم کم مياره ميخوام يه ساحل بکشم
يه دختر ناز بکشم که داره بازي ميکنه با شکلکهاي جور واجور دلمو راضي ميکنه
ميخوام موهاشو بکشم بلندو ناز که با نسيم صاحلي باد ميخوره و ميشه باز
ميخوام دو ابرو بکشم مثل دوتا خنجر تيز که با خم هر کدومش ادمو ميکشه تميز
ميخوام که يک لب بکشم يک لب سرخ مثل گيلاس ميخوام که رنگ بدنش ادمو بيتاب بکنه
ميخوام يه بدن بکشم يه بدن همچو برگ گل که وقتي داره راه ميراه ادمورو ميکنه خول